اختصاصی ردبلیط؛ چهارشنبه سوری یا همان "سون چرشنبه" در زبان ترکی به آخرین چهارشنبه ی پایانی سال در ماه اسفند گفته میشود. در این مقاله میخواهیم به سالها پیش و رسم سنتی و تاریخی ترک ها یعنی مردم خطه ی آذربایجان سر بزنیم.
همانطور که میدانید مردم در ماه آخر زمستان برای نوروز و آمدن بهار آماده می شوند. اما متاسفانه در طی گذشت زمان و نقص های انسانی بسیاری از آداب و رسوم ملت ها در تاریخ به فراموشی سپرده شده است. مردم ایران شبانگاه سه شنبه ی آخر سال را به نشانه ی آمدن بهار با نام چهارشنبه سوری یاد میکنند . در این روز خانواده ها با برپایی آتش در کنار خانواده به شادی و سرور می پردازند.
اما بیایید شما را به سالها قبل و عصرهای گذشته ببرم. چیزی که هم اکنون در کشور جمهوری آذربایجان هنوز هم مانند قدیم هیجان و شوق خودش را در میان مردم حفظ کرده است.
همانطور که می دانیم، اکثر کشورهای همسایه با ایران نوروز را به شکل گسترده و زیبایی جشن می گیرند. از جمله این کشورها میتوان جمهوری آذربایجان؛ تاجیکستان، ترکمنستان، افغانستان، بخش هایی از پاکستان و حتی ترکیه را نام برد.
در قدیم و الایام و در عادات مردمان باستان در آسیا، در واقع 4 چهارشنبه ی آخر سال به نشانه 4 عنصر اصلی طبیعت مژده و نوید بهار رو میداد.
- آب "سو چرشنبه سی"
- آتش " اود چرشنبه سی"
- باد " یئل چرشنبه سی"
- خاک " تورپاق چرشنبه سی"
چون رفاه زندگی در قدیم مانند زندگی مدرن کنونی نبود و خانواده ها از بابت قحطی مواد خوراکی و ارزاق سختی می کشیدند وقتی این چهارشنبه های اخر سال فرا می رسید در واقع مردم به نو شدن دوباره حیات امید پیدا میکردند.
در اصل این آداب و رسوم در کشورهای حوزه ی آسیا مرسوم بوده اما رفته رفته در ایران رنگ باخته به طوریکه فقط چهارمین چهارشنبه آخر را جشن گرفته و آتش روشن می کنند.
یک افسانه ترک در این خصوص وجود دارد که میگوید: سه عنصر آب و آتش و باد در هفته ی چهارمبه معبد زیر زمینی در زیر خاک مهمان می روند تا خاک را از خواب زمستانی بیدار کنند. اولین هفته سیل و آب جاری می شود و در دومین هفته آتش آب را گرم میکند و چهارشنبه سوم باد از راه فرا می رسد و گرمای این دو را با خودش به خاک می رساند.
مردم جمهوری آذربایجان، هر 4 چهارشنبه ی آخرسال را در استقبال از نوروز با هیجان و شوق فراوانی جشن می گیرند. در شبانگاه سه شنبه " تونقال " روشن می کنند و همه دورآن جمع شده و از روی آن می پرند. در اصل این ها همگی ریشه ی اسطوره ای و افسانه ای قدیم را تداعی میکنند.
وقتی سه عنصر اصلی به معبد زیر زمینی خاک مهمان می روند خاک با این جمله که " هرکسی مردم رو به گرفتاری دچار کنه خودش گرفتار می شود" از جا برمیخیزد و زمین از نو رخت عوض کرده و جان دوباره می گیرد.
خیلی زیبا و چشم نواز است که مردم جمهوری آذربایجان در این 4 چهارشنبه آخر با دم کردن پلو و تزئین سفره شام را با نزدیکان خودشان به عنوان جشن با طبیعت در نظر میگیردند.
خانواده ها با پهن کردن سفره عید هر سه شنبه و چیدن آجیل ، خشکبار، میوه شیرینی و سمنی لحظات زیبایی را برای عزیزانشان رقم می زنند. نکته جالب اینجاست که مرد باکو به سبزه " سمنی " میگویند و در واقع مانند ما ایرانی ها چیزی به نام سمنوی خوراکی ندارند.
از دیگر عادات چهارشنبه های پایانی سال می توان به " آچارسالما " یعنی کلید انداختن، "پاپاق آتما" یعنی کلاه انداختن از سوی کودکان کم سن و سال برای دریافت هدایا، نقل و شیرینی از اهالی محل خیلی شیرین است. همچنین "قاپی پوسما" یعنی فال گوش وایسادن به نیت و آرزو در سال جدید بر درب همسایه ها، فال گرفتن، "خونچا بزه مه" و "بایراملاشما "یعنی تبریک عید به یکدیگر از دیگر جاذبه های عید نوروز در جمهوری آذربایجان است.
چهارشنبه ی آخر با اسم " تورپاق چرشنبه سی" یا " سون چرشنبه" بسیار با اهمیت تر از همه آنهاست چرا که خاک عنصر اصلی آفرینش انسان را به خود اختصاص داده و ازین رو بیدار شدن خاک ریشه های اسطوره ای باستانی را در نگاه همه تداعی میکند .
در کنار این آداب مردم می دانند که نباید هیچ ضرر و آسیبی در بیر حرمتی به طبیعت از سوی کودکان و بزرگان سر بزند.
در کلام آخر باید گفت تمامی آداب و رسوم قدیم بسیار دل انگیز و زیباست . اما سوال اینجاست که ما در حفظ و نگهداری رسومات قدیمی که هر یک معناهای عمیقی را با خود به نمایش می گذارند، موفق بوده ایم؟